ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

28

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

پدر سروده ميزان عمر او را آورده و گفته است : « نود و هفت سال كه دشمنان براى تو در آن دام مى گستردند گذشت و سپرى شد و تو بدون آنكه نكوهيده باشى درگذشتى . » نقيب ابو احمد پس از مرگ ، نخست در خانهء خود به خاك سپردهء شد و سپس پيكرش را به كربلاء و كنار مرقد حسين عليه السلام منتقل كردند . نقيب ابو احمد عهده‌دار سفارت و رساندن پيامها ميان خلفاى عباسى و اميران آل بويه و آل حمدان و ديگر اميران بود . مردى فرخنده و مبارك و منشأ خير و بركت و سخت خردمند بود و گرانقدر . درباره اصلاح هر كار نابسامانى كه اقدام مى كرد ، آن كار به دست او و با وساطت پسنديده و همت بلندش و حسن تدبيرى كه داشت اصلاح و رو به راه مى شد . عضد الدوله ديلمى چون كارهاى ابو احمد نقيب را سخت بزرگ مى ديد و عظمت او چشم و دلش را آكنده كرده بود ، همين كه به عراق آمد ، او را فرو گرفت و به حصارى در خطهء فارس فرستاد و تا هنگامى كه عضد الدوله در گذشت ، نقيب همچنان در آن حصار محصور و زندانى بود و پس از مرگ عضد الدوله ، پسرش ابو الفوارس شير دل ، او را آزاد كرد و چون خواست به بغداد آيد و در پايتخت باشد ، او را همراه خود به بغداد آورد . هنگام مرگ عضد الدوله سيد رضى چهارده ساله بود و ضمن آن چنين سروده بود : « از من اين پيام را به حسين برسانيد كه آن كوه برافراشته و استوار پس از تو در زمين فروشد . » مادر سيد رضى ، فاطمه دختر حسين بن احمد بن حسن ناصر اصم است كه امير و سالار ديلم بوده است . ناصر اصم همان ابو محمد حسن بن على بن حسن بن على بن عمر بن على بن ابى طالب ( ع ) است كه به روزگار خود شيخ و عالم و زاهد و اديب